بوی سیمان می دهد
واز سرمان
حسرت سیگار های نکشیده دود می شود
ما درختان هفت جزیره ی کوچکیم
پای میز مذاکره می نشینیم
وبجای پرندگان آزاد
به تبر می اندیشیم
که پای فرار را فلج می کند
به آیین پدرانمان
که انگشتان سبــــزوُ
گردن های بــاریک را
به خدایگان می سپارد
مادرختان هفت جزیره ی کوچکیم
که به سرزمین های دور
دسته ی تبر صادر می کند
امسال هم
این تبر لعنتی
عجیب بوی برادرانمان را می دهد!
+ فحشـی ست در دلــــم کـــه شدیداً مؤدّب است
در من تناقضی ست که هر روزش از شب است
سید مهدی موسوی
گنجشک بی گذرنامه...ما را در سایت گنجشک بی گذرنامه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 75